حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
107
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
لار نمود و جماعتى از كدخدايان و بزرگان لارستان و سبعه را حاضر كرده ، با آنها قرارداد كه جماعتى از شماها به عنوان شكايت از من ، وارد بندر عباس گشته ، در منازل مختلف ، منزل نمائيد و جماعتى ديگر متدرجا از عقب آنها به عنوان استمالت از جانب من داخل بندر شويد و مرا خبر كنيد و بعد از ورود آن جماعت در بندر عباسى ، نواب مهدى قلى ميرزا با دو نفر سوار چون به نواحى بندر عباس رسيدند به مستحفظين طرق و شوارع مىگفت : جلودار قافله هستم ، به تعجيل ميروم كه بار تجارتى را در بندر آماده داشته تا زمان رسيدن شترهاى قافله ، معطلى نداشته باشم و با اين تدبير از قراولخانهها گذشته ، وارد بندر عباس گرديد و جماعتى كه پيش از او ، در بندر عباس ، در انتظار نشسته بودند ، بعد از اطلاع با او موافقت نموده ، بىسؤال و جوابى وارد عمارت ولنديزى كه نشيمنگاه حكومتى است ، داخل شد و گماشتگان امام مسقط طوعا او كرها ، در اطاعت درآمده ، تمكين نمودند . » « 1 » حاكم فارس پس از شنيدن اخبار تصرف بندر عباسى ، با بقيه قشون وارد شهر شد و « عمال و گماشتگان صيد سالم امام مسقط را كه در بندر بودند ، خواسته ، اظهار التفات درباره آنها فرمود . » « 2 » خبر فتح بندر عباسى و ورود والى فارس به آن بندر را كارپرداز بمبئى در تاريخ 21 ذيقعده سال 1284 ق . / 15 مارس 1868 م . به اطلاع وزارت خارجه رسانيد . ( س . 172 ) سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه پس از فتح بندر عباسى در نامهاى ضمن گزارش به پادشاه ايران بيم خود را از تغيير راى شاه در صورت اعمال فشار انگليس اعلام و اشاره كرد كه حفظ و نگهدارى بنادر ، بدون داشتن كشتى و تجهيزات لازم ، مسير نيست . پادشاه ايران در پاسخ نامهء حسام السلطنه ، مطالبى را ذكر كرده كه نقل كامل آن مىتواند مبين حقايق تاريخى قابل توجهى باشد . او در پاسخ نامه والى فارس مىنويسد : « امر و مقرر ميداريم كه اولا پس از تصرف كردن اين بنادر و جزاير ، واضح و بيّن است كه من بعد تخليهء آنها به هيچوجه مناسب شأن دولت نخواهد بود . آن عمّ اكرم مطمئن و آسوده باشد كه ابدا درين باب تغييرى در خيال مبارك پيدا نخواهد شد . البته با قلب قوى و اطمينان خاطر مشغول نظم و نسق آنجاها بوده از روى كمال كفايت و دولتخواهى و بصيرت و آگاهى ، اسباب انتظام و استحكام بنادر و جزاير متصرفى خود را مهيا و آماده كند و به هر جا كه لازم مىداند ساخلو و مستحفظ بگذارد و لازمهء حزم و نگاهدارى و نظم و محكمكارى را به عمل آورد كه انشاء اللّه تعالى بعد از مراجعت آن عمّ مكرم كارهاى آن صفحات من جميع الجهات منتظم و مستحكم بوده و منقصتى در جزئى و كلى امور آنجاها حاصل نشود و همچنين رئيسى كه در آنجا مشخص و معين مىكند البته ملاحظه و دقت خواهد كرد كه آدم پادار و خوشرفتار و بىغرض و كمطمع و درستكارى باشد كه رعايا و ساكنين آنجاها را آسوده و اميدوار ساخته به خوبى راه ببرد و مردم وحشىصفتى كه دارد به ملايمت و حسن سلوك رام و منقاد و مطيع و آرام بكند كه به حول اللّه و قوّته روز به روز اسباب آبادى ولايت و آسودگى و فراغت رعيت آن صفحه در تزايد و تضاعف باشد . اينكه نظم و حفظ جزاير آنجاها را منحصر به داشتن كشتى نموده و شرحى از محسنات اين كار به عرض اقدس رسانيده بود بسيار صحيح و درست عرض كرده بود . موافق استدعا و صوابديد آن عمّ اكرم مخصوصا مأمورى روانهء فرنگستان شد كه على الحساب يك فروند جهاز جنگى شراعى ابتياع نموده به زودى روانهء بحر عمان نمايد . ظاهرا زياده از شش هفت ماه طول نكشد كه انشاء اللّه جهاز مزبور وارد بندر ابوشهر گردد و به مجرد ورود اين جهاز به بنادر فارس بعون اللّه تعالى بلافاصله شروع به ابتياع كشتى دودى هم خواهد شد . آن عمّ مكرّم منتهاى اطمينان را از اين فقرات داشته باشد ليكن از حالا تا جهاز جنگى برسد براى حفظ بنادر و جزاير متصرفى ، آن عمّ اكرم مأذون و مرخص است كه هر قدر بغله و جهاز و غيره به جهت حمل آذوقه و تفنگچى لازم بوده باشد اجاره و كرايه كند كه عسرت و پريشانى از براى ساخلو و مأمورين حاصل نشود و زياد اين ملاحظه را بكند كه مبادا كشتيهاى آن طرف كه حامل آذوقه و تفنگچى و غيره خواهند بود به دست كشتيهاى امام مسقط نيفتند و خداى نخواسته وهن و خفتى روى بدهد . اذن و اجازه در باب اجارهء كشتى دارد در حالتى كه كشتيهاى دولتى از اينگونه دستاندازى و تطاول خارجى مصون و محفوظ باشد و نيز در باب منافع آنجاها چنان كه خود هم عرض كرده بود ، دقت و مراقبت كامل خواهد نمود كه با اين مخارج ، منفعت درستى به دولت عايد شود . » « 3 » ( س . 174 ) ناصر الدين شاه ضمن تأكيد بر تثبيت حاكميت ايران بر بندر عباسى ، در پايان نامه خود تلويحا اعمال اين شيوه را در بندر لنگه نيز خواستار مىشود و مىنويسد : « خاصه بعد از تصرف بندر عباسى كه تصرف و تسلط بر بندر لنگه از جمله ملزومات و شقوقات انضباط اين كار خواهد بود . » ( س . 174 ) اشاره پادشاه ايران به موضوع بندر لنگه نشاندهنده عزم جدى او در برقرارى سازمان ادارى جديد در بنادر خليج فارس است . اين نكته را روشن مىسازد كه شاه ايران از ناكارآمدى ساختار ادارى بنادر عباسى و لنگه آگاه و درصدد بوده است با استفاده از امكانات موجود ، موقعيت خود را در اين مناطق تثبيت كند . « حاج محمد رحيم خان » ، كارگزار ايرانى مقيم بندر عباسى طى نامهاى به وزارت امور خارجه درباره كيفيت حفظ بندر عباسى شرط اصلى حفظ و نگهدارى اين بنادر را به درستى منوط به دو مسئله دانسته است : « 1 . اولا حاكم درستى كه اطلاع از امورات هرجا داشته باشد از
--> ( 1 ) . فارسنامه ناصرى ، پيشين ، صص 831 - 830 ؛ تاريخ جهانگيريه و بنى عباسيان بستك ، پيشين ، صص 253 - 252 . ( 2 ) . فارسنامه ناصرى ، پيشين ، ص 831 . ( 3 ) . نسخه عكسى اين نامه به همت پژوهشگر ارجمند جناب آقاى كاوه بيات در اختيار قرار گرفت .